سایت مرکز فقهی

طرح علمی نقد کتاب «أصول مذهب الشیعة الاثنی عشریه» 
کتاب «أصول مذهب الشیعة الاثنی عشریة» نوشته ناصر قفاری، به دلیل جامعیت در گردآوری شبهات اهل‌سنت علیه مذهب شیعه، از جایگاه خاصی در فضای فکری و تبلیغی جریان‌های ضدشیعی برخوردار است. این اثر، به‌نوعی نماینده‌ی تمام شبهاتی است که در طول تاریخ توسط منتقدان اهل‌سنت مطرح شده‌اند. از این رو، پاسخ به آن، نه‌تنها پاسخی به خود اثر، بلکه پاسخ به بخش اعظم شبهات تاریخی و معاصر بر ضد تشیع به‌شمار می‌رود. ازاین‌رو، طرح نقد این کتاب به‌مثابه گامی کلیدی در زمینه دفاع علمی از مذهب تشیع تلقی می‌شود.
یکی دیگر از انگیزه‌های معاونت پژوهش برای انتخاب طرح «نقد کتاب اصول مذهب الشیعة»، ملاحظه سطح علمی طلاب علاقه‌مند به فعالیت‌های پژوهشی بود. پیش از این، معاونت پژوهش اجرای طرحی دیگر با عنوان «نقد کتاب کلام و جامعه» نوشته یوزف فان‌ اِس را آغاز کرده بود؛ اثری که از حیث محتوا، دقت متنی، سطح علمی و روش‌شناسی، کتابی ممتاز و پرچالش است و موضوعات متعددی را در حوزه‌های کلامی، تاریخی و جامعه‌شناختی پیش‌ روی محقق قرار می‌دهد. به همین منظور، کانالی مستقل در پیام‌رسان ایتا برای این طرح راه‌اندازی شد و موضوعات استخراج‌شده از متن در آن بارگذاری گردید تا طلابی که توانایی و علاقه کافی دارند، بتوانند این محورها را انتخاب و دنبال کنند.
با این حال، سطح بالای اثر فان‌ اِس و نیاز آن به تسلط‌های روشی، منطق تحلیلی و مبانی کلامیِ پیشرفته، باعث شد تا برای ورود طلابِ تازه‌وارد به عرصه پژوهش، متنی ساده‌تر و قابل‌دسترس‌تر نیز در نظر گرفته شود. از این رو، کتاب قفاری با وجود ادعاهای گسترده، به دلیل ضعف‌های جدی در منبع‌‌شناسی، فهم ناقص از مبانی شیعی، بی‌توجهی به اصول منطق و تحلیل عقلی، و پیش‌فرض‌های آشکار جانبدارانه، گزینه‌ای مناسب برای تمرین پژوهش در سطوح مقدماتی تشخیص داده شد. این انتخاب، فرصتی فراهم می‌آورد تا دانش‌پژوهانِ نوپا با شیوه نقد علمی، تمرین تحلیل و پاسخ‌گویی به شبهات آشنا شوند و از خلال آن، آمادگی ورود به مراحل پیچیده‌تر پژوهش را کسب کنند.

تحلیل روند شکل‌گیری کتاب «أصول مذهب الشیعة»
برای شناخت دقیق‌تر ماهیت علمی کتاب قفاری، لازم است مسیر تدوین و نگارش آن مورد بررسی قرار گیرد. کتاب قفاری نه بر پایه فرایندی بی‌طرفانه و علمی، بلکه با حمایت‌های گسترده مالی دولت سعودی، دیدگاه‌های جهت‌دار فکری و بهره‌گیری از منابع دست‌چین‌شده و گاه نادرست تدوین شده است. این کتاب کی از جنجالی‌ترین آثار ضدشیعی در دهه‌های اخیر به‌شمار می‌رود. مطالعه سیر پیدایش و تدوین این کتاب، نه تنها از جهت محتوای آن بلکه از حیث ریشه‌های فکری و تجربی مؤلف، نکاتی مهم و روشنگر دارد. در این نوشتار، به مهم‌ترین مراحل منتهی به تألیف این کتاب اشاره می‌شود تا روشن گردد که این اثر، حاصل یک فرآیند صرفاً علمی و بی‌طرفانه نبوده، بلکه در بستر گرایش‌های فکری و حمایت‌های خاص و با صرف هزینه‌های چشم‌گیر شکل گرفته است.

مرحله اول: انحراف مسیر پژوهشی قفاری به نفع پروژه‌های ضد تشیع
قفاری در ابتدا قصد داشت پژوهشی درباره کتاب «اصول السنة» اثر ابن ابی زمنین مالکی انجام دهد. این متن یکی از آثار مهم در سنت فکری مالکی بود و قفاری آن را به‌عنوان محور تحقیق خود انتخاب کرده بود. اما دانشگاه با این موضوع موافقت نکرد و این مانع او را به سمت تغییر مسیر پژوهشی هدایت کرد. این ناکامی، نقطه آغاز مسیری بود که در نهایت به نگارش کتاب «اصول مذهب الشیعه» منجر شد.

مرحله دوم: گرایش به موضوع تقریب بین شیعه و سنی
به پیشنهاد دانشگاه و در پی ناکامی در پروژه اولیه، قفاری به گرایشی روی آورد که نه تخصصی در آن داشت و نه آن را اولویت پژوهشی خود می‌دانست. این گرایش، موضوع تقریب بین شیعه و سنی بود که در آن زمان به دلیل تلاش‌های گسترده برای کاهش اختلافات میان دو شاخه بزرگ اسلامی اهمیت داشت؛ اما در شرایطی که دولت عربستان و دستگاه‌های مرتبط، رویکردهای تقریبی دنبال‌شده در کشورهای دیگر مانند ایران و مصر را نمی‌پذیرفتند، سیاست‌گذاران دانشگاهی سعی داشتند با جهت‌گیری‌های مشخص، اثبات کنند که تقریب بین شیعه و سنی امکان‌پذیر نیست. بر اساس این دیدگاه، مشکل اصلی از جانب شیعه بود که اعتقاداتی دارد که اساساً قابلیت تقریب را ندارد. بنابراین، قفاری ناچار شد در مسیری قرار گیرد که پیش‌فرض‌های منفی نسبت به شیعه و غیرممکن بودن تقریب را مبنای کار خود قرار دهد، هرچند این موضوع نه تخصص وی بود و نه با اولویت‌های علمی و پژوهشی‌اش همخوانی داشت. این جهت‌گیری، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به روند تحقیق و نتایج او ایفا کرد.
در همین راستا قفاری به همراه استاد راهنمای خود شیخ خنیزی تصمیم گرفتند روی موضوع «دعوت اسلامی برای وحدت اهل‌سنت و امامیه» به‌صورت مشترک کار کنند. این همکاری هرچند نشان‌دهنده تلاش اولیه برای بررسی امکان وحدت بود، اما پیش‌فرض قفاری مبنی بر غیرممکن بودن تقریب، از همان ابتدا بر این پروژه سایه افکند.
برای پیشبرد پژوهش، قفاری با عبدالرزاق عفیفی مشورت کرد. عفیفی به‌عنوان یک شخصیت علمی برجسته، نقاط قوت و ضعف منابع مرتبط با تقریب را با او بررسی کرد. این مشاوره به قفاری دیدگاهی روش‌شناختی ارائه داد، اما نتوانست پیش‌فرض اولیه او را تغییر دهد و در عوض، او را در معرض منابع و دیدگاه‌هایی قرار داد که مسیر انتقادی‌اش را تقویت کرد.

مرحله سوم: تأثیرپذیری از رشاد سالم و پیش‌فرض‌های ضدشیعی
قفاری در یکی از مراحل تحقیق خود ارتباطی مستقیم با رشاد سالم برقرار کرد که تأثیر عمیقی بر جهت‌گیری فکری و محتوای پژوهش‌های او داشت. رشاد سالم که پژوهش‌های گسترده‌ای درباره آثار ابن تیمیه انجام داده بود، با پیش‌فرضی اساسی به تحلیل تشیع می‌پرداخت مبنی بر اینکه: شیعیان شناخت کافی از مذهب خود ندارند و همین کم‌اطلاعی باعث پایبندی آن‌ها به این مذهب شده است. این پیش‌فرض که ریشه در نگاه تقابلی و انتقادی ابن تیمیه نسبت به شیعه دارد، با ذهنیت و گرایش‌های قفاری همسو بود و باعث شد قفاری رسالت خود را «آگاه‌سازی» شیعیان از باورهایشان ببیند، به این امید که با افزایش آگاهی، آنان از تشیع روی‌گردان شوند.
این تصور که «شیعه مذهبی باطل دارد اما خود از این بطلان آگاه نیست»، در واقع توهمی است ناشی از اندیشه‌های ابن تیمیه؛ اندیشه‌ای که ناشی از کم‌اطلاعی او نسبت به منابع مهم شیعیان است چنانچه قفاری خود در کتاب‌ها و مصاحبه‌هایش به آن اذعان داشته و تصریح نموده که ابن تیمیه نسبت به اکثر کتب و منابع شیعی اطلاع نداشته و نقدهایش مبتنی بر ناآگاهی بوده است. این نکته به‌خوبی نشان می‌دهد که مبنای اصلی این دیدگاه انتقادی، بیش از آنکه مبتنی بر شناخت علمی و عمیق باشد، بر پیش‌فرض‌های نادرست و برداشت‌های ناقص استوار بوده است.

مرحله چهارم: پیش‌فرض نادرست و خطای روش‌شناختی
بررسی آثار قفاری نشان می‌دهد که وی خود از ضعف جدی در شناخت منابع اصیل شیعه و فهم منظومه اعتقادی آن رنج می‌برد. نقدهای او غالباً مبتنی بر برداشت‌های ناقص، ارجاعات غیرمستقیم و تحلیل‌هایی غیرمستند به منابع اصلی شیعی است. این نقصان، شباهت آشکاری با وضعیت ابن تیمیه دارد.

مرحله پنجم: شش ماه مطالعه و جمع‌آوری منابع
پس از مراحل فوق قفاری شش ماه به مطالعه و جمع‌آوری منابع پرداخت. این دوره به او امکان داد تا با متون مرتبط با تشیع و تقریب آشنا شود، اما پیش‌فرض‌های، مطالعه‌اش را به سمت منابعی سوق داد که دیدگاه انتقادی‌اش را تأیید می‌کردند. این مرحله نشان‌دهنده جدیت او در تحقیق بود، اما تحت تأثیر جهت‌گیری اولیه‌اش قرار داشت.

مرحله ششم: سفر به مصر و دیدار با شیخ عبدالعزیز عیسی
با اخذ معرفی‌نامه‌ای از رشاد سالم، قفاری سفری پرهزینه و هدفمند به مصر انجام داد؛ این سفر نقطه آغازی بود بر سلسله سفرهای گسترده و هزینه‌بری که او برای دسترسی به منابع و دیدار با شخصیت‌های فعال در گفتمان ضد شیعی انجام داد. ملاقات با شیخ عبدالعزیز عیسی، معاون دانشگاه الازهر و مدیر مجله دارالتقریب، به قفاری این امکان را داد تا در فضایی تخصصی با چهره‌های برجسته حوزه تقریب مذاهب گفت‌وگو کند و دسترسی به منابع علمی و دیدگاه‌های تقابلی شیعه را گسترش دهد.

مرحله هفتم: آشنایی با کتاب «اسلام علی ضوء التشیع»
در مصر، شیخ عبدالعزیز عیسی کتاب «اسلام علی ضوء التشیع» را به قفاری معرفی کرد. او این کتاب را در یک شب مطالعه کرد و به نتایجی درباره کفر و الحاد شیعیان رسید. این مطالعه سریع، دیدگاه انتقادی او را تقویت کرد و او را از هدف تقریب دورتر کرد.

مرحله هشتم: سفر به کویت و عراق و تعامل با شیعیان
قفاری به کویت سفر کرد و با اعضای مجمع شیعیان کویت هم‌صحبت شد. او از کتابخانه این مجمع بهره برد و در گفت‌وگوها از خلفای راشدین (عمر، ابوبکر و عثمان) به‌عنوان حافظان قرآن دفاع کرد. این تعاملات، که با پیش‌داوری او همخوانی داشت، دیدگاه انتقادی‌اش را نسبت به تشیع تقویت کرد.

سپس همزمان با جنگ ایران و عراق، قفاری سفری مفصل و پرماجرا به عراق داشت و در شهرهای نجف، کربلا و بغداد به جمع‌آوری کتب منبع شیعیان پرداخت. او از کتابخانه‌های «شیخ عبدالقادر»، «کاظمیه» و «اعظمیه» استفاده کرد. این سفر دسترسی او به منابع اصلی تشیع را گسترش داد، و فرصتی به او داد تا این منابع را از منظری انتقادی بررسی کند.

مرحله نهم: تأثیر کتاب «شیعی‌گری» احمد کسروی
در کتابخانه شیخ عبدالقادر در بغداد، قفاری با اثر «شیعه و شیعه‌گری» تألیف احمد کسروی آشنا شد و این اثر تأثیر عمیقی بر او گذاشت. کتاب کسروی با رویکردی انتقادی نسبت به مذهب تشیع، هم‌راستا با پیش‌فرض‌های فکری قفاری بود و دیدگاه او نسبت به تشیع را به نحو قابل توجهی متحول ساخت. این اثر برای قفاری نقش تسهیل‌کننده‌ای داشت، به گونه‌ای که بسیاری از موضوعات و مطالبی را که وی در جستجوی دستیابی به آن‌ها بود، به صورت آماده و منسجم در اختیارش قرار داد، و بدین ترتیب روند تحقیق و نقد او را تا حد قابل توجهی تسریع نمود.
مطالعه آثار احمد کسروی نقطه عطفی در تحول فکری قفاری بود؛ تأثیری که با پیش‌داوری‌های اولیه او همخوانی داشت و دیدگاه‌های انتقادی‌اش را به‌شدت تقویت نمود و به‌تدریج او را از مسیر هدف اولیه تقریب به سوی نقدی قاطع علیه تشیع سوق داد. آثار کسروی به‌عنوان منبعی کلیدی، جهت‌گیری نهایی پژوهش قفاری را شکل داد و جایگاه محوری یافت.
در کتاب «أصول مذهب الشیعة»، قرائت کسروی از مذهب تشیع در جای‌جای متن به‌وضوح قابل مشاهده است؛ به‌طوری که گاه خواننده گمان می‌کند قفاری به جای ارائه تحلیل و برداشت مستقل، تنها بازنویسی یا بازتولید متن و استدلال‌های کسروی را ارائه می‌دهد. این اقتباس گسترده، نه‌تنها عمق تأثیرگذاری کسروی را نشان می‌دهد، بلکه نشانگر عدم ارائه دیدگاه کاملاً مستقل و بی‌طرفانه قفاری در نقد مذهب تشیع است.

مرحله دهم: دیدار با مهدی خالصی
در عراق، قفاری با مهدی خالصی، عالم شیعه که مدافع اندیشه‌های تقریبی و معترض به برخی اعتقادات و رفتار شیعی بود، ملاقات کرد. این دیدار فرصتی برای گفت‌وگو درباره موضوع تقریب بود، اما دیدگاه‌های قبلی و چارچوب فکری قفاری مانع از تأثیرگذاری عمیق دیدگاه‌های خالصی بر او شد و در نتیجه این تعامل تأثیر محدودی بر نگرش قفاری باقی گذاشت.

مرحله یازدهم: ملاقات با احسان الهی ظهیر
در خانه مهدی خالصی، قفاری با احسان الهی ظهیر، یکی از مخالفان سرسخت تشیع در پاکستان، آشنا شد. آن‌ها در یک هتل هم‌اتاق شدند و در سفر به پاکستان نیز هم‌سفر بودند. این تعامل دیدگاه‌های ضدشیعی قفاری را تقویت کرد و او را در مسیر انتقادی‌اش تثبیت کرد.

مرحله دوازدهم: آشنایی با عبدالستار تونسوی و کتاب «بطلان عقائد شیعه»
در پاکستان، قفاری در درس عبدالستار تونسوی، رئیس سازمان اسلامی پاکستان، شرکت کرد و با کتاب «بطلان عقائد شیعه» او آشنا شد. تونسوی تأثیر عمیقی بر او گذاشت، به‌طوری‌که قفاری اظهار کرد از هیچ‌کس به اندازه او در این سفرها بهره نبرده است. ایده تحریف کتب شیعی و تغییرات در چاپ‌های جدید نیز از تونسوی به او منتقل شد که توهم و دروغی بیش نبود.

مرحله سیزدهم: تکمیل منابع در بحرین
پس از بازگشت به عربستان، قفاری به دلیل عدم دسترسی به برخی کتب، به بحرین سفر کرد و کتاب «بحار الانوار» را تهیه کرد. یکی از نکات مهم در روند پژوهش دکتر ناصر القفاری، نحوه تأمین منابع مطالعاتی است. کتاب «بحار الأنوار» که یکی از منابع اصلی و نسبتاً دم‌دست در میان متون شیعی به شمار می‌آید، قطعاً در عربستان قابل دسترس بوده است؛ اما قفاری به جای استفاده از منابع موجود در کشور خود، از فرصت مطالعاتی و بودجه پروژه به گونه‌ای استفاده کرد که سفری پرهزینه به بحرین ترتیب داد تا این کتاب را تهیه کند. این اقدام، نمونه‌ای از سوءاستفاده هدفمند از منابع مالی و امکانات پژوهشی پروژه است و نشان‌دهنده تمرکز او بر تکمیل بانک منابع با صرف هزینه‌های گزاف، حتی برای دسترسی به کتاب‌هایی که به آسانی در اختیار بوده‌اند.

مرحله چهاردهم: مطالعه طولانی‌مدت و نتیجه‌گیری نهایی
قفاری ماه‌ها و سال‌ها به مطالعه منابع مختلف پرداخت و در نهایت در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود پیرامون موضوع تقریب به این جمع‌بندی رسید که وحدت با شیعیان به دلیل رویکرد عملی آنان امکان‌پذیر نیست. این نتیجه‌گیری که با پیش‌فرض‌های اولیه او هماهنگ بود، محصول تأثیرات فکری، مواجهه با منابع انتقادی و سفرهای گسترده او به مصر، کویت، عراق، پاکستان و بحرین بود.
این مباحث و یافته‌ها، که قفاری در پایان‌نامه ارشد خود ارائه کرد، در واقع بستر و زمینه‌ای فراهم ساخت تا بعدها بتواند با استفاده از آن‌ها، کتاب جامع از همه شبهات موجود بر علیه تشیّع تحت عنوان «أصول مذهب الشیعة» تألیف کند. به عبارت دیگر، سفرها و مطالعات گسترده او در این دوره ابتدایی، چارچوب فکری و محتوایی اصلی کتابی را شکل داد که بعدها منتشر شد و به عنوان اثر شاخصی در نقد تشیع شناخته شد.

سخن پایانی
با بررسی جایگاه علمی عبدالله بن عبدالرحمن قفاری و تحلیل آثار او، به‌ویژه کتاب «أصول مذهب الشیعة»، روشن می‌شود که با وجود شهرت نسبی این اثر در برخی محافل فارسی‌زبان، نویسنده آن نه در فضای علمی جهان عرب، به‌ویژه در عربستان سعودی که کشور محل سکونت اوست، جایگاه برجسته‌ای دارد و نه آثارش از حداقل معیارهای پژوهشی دانشگاهی برخوردار است. قفاری یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه قَصیم در شهر بُریده است؛ دانشگاهی محلی و نه‌چندان شناخته‌شده، که در یک شهر کوچک و کم‌جمعیت عربستان واقع شده و از حیث جایگاه علمی در رتبه‌های پایین دانشگاه‌های سعودی قرار دارد. این نکته نشان‌دهنده جایگاه حاشیه‌ای و نه‌چندان معتبر او در میان نخبگان آکادمیک سعودی است.
نکته مهم‌تر اینکه برخلاف ادعای برخی محافل تبلیغی، قفاری در جامعه علمی معاصر حتی در میان محافل اهل‌سنت نیز چهره‌ای شناخته‌شده نیست. او نه پایگاه اینترنتی مشخصی دارد و نه در هیچ‌یک از شبکه‌های علمی معتبر یا پایگاه‌های معرفی شخصیت‌ اثری جدی از او به چشم می‌خورد. تنها صفحه‌ای متروکه در شبکه اجتماعی توییتر از او وجود دارد که آن نیز فاقد هرگونه فعالیت یا محتوای علمی است. آخرین تصویری که از او در فضای وب وجود دارد، مربوط به مراسم عروسی دخترش می‌شود که سایت تالار عروسی آن را به اشتراک گذاشته است.
با این‌همه، آنچه موجب شهرت کتاب او در فضای فارسی‌زبان شد، نه ارزش علمی کتاب، بلکه نحوه مواجهه برخی از اساتید و مراکز تخصصی در حوزه ادیان و مذاهب بود. این مواجهه که گاه بدون تحلیل انتقادی دقیق، صرفاً به نفی پر سر و صدا و تبلیغات واکنشی محدود شده است، ناخواسته به نوعی «تبلیغ معکوس» انجامیده و به جای نقد روشمند، موجب کنجکاوی و استقبال سطحی از کتابی شده که نه‌تنها نوآوری ندارد، بلکه سرشار از خطاهای روشی، مغالطات معرفتی، تعمیم‌های ناروا و پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک است. کتاب «أصول مذهب الشیعة» نه از حیث منابع، نه از نظر ساختار علمی، و نه از نظر رعایت اصول نقد تاریخی و کلامی، واجد اعتبار آکادمیک نیست و بیشتر به یک نوشتار جدلی و غیرعلمی شباهت دارد.
در مجموع، ارزیابی جایگاه علمی نویسنده و بررسی محتوای کتاب، به‌روشنی نشان می‌دهد که نباید به‌خاطر هیاهوی رسانه‌ای یا واکنش‌های غیرعلمی، شأن آثار کم‌مایه‌ای چون نوشته قفاری را بالاتر از حد واقعی آن دانست. مسئولیت مراکز علمی و اساتید حوزه در این میان آن است که با تقویت رویکردهای تحلیلی و نقادانه، پاسخ‌هایی متقن، آرام، و در عین حال روش‌مند به این‌گونه آثار بدهند تا فضای علمی از آسیب‌های ناشی از مواجهات احساسی و واکنشی در امان بماند.

تعداد بازدید :12
کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز فقهي ائمه اطهار (ع) است.