رویکردهای جدید اجماع معاصر و نقش آن در تشریع و قانونگذاری از منظر اهلسنت
نویسندگان
علی فارسیمدان:
استادیار، گروه حقوق و فقه مقارن، دانشکده مذاهب اسلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
محمد شهنوازیفر:
دانشجوی دکتری مذاهب فقهی، دانشکده مذاهب اسلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
چکیده
اجماع یکی از چالشبرانگیزترین دلایل فقهی است که ماهیت و کارایی آن در فقه و قانونگذاری، میان مذاهب اسلامی موضوع اختلافات فراوانی قرار دارد. این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است: رویکردهای جدید اجماع معاصر چه نقشی در تشریع و قانونگذاری ایفا میکنند؟ بررسی اندیشمندان متقدم و معاصر اسلامی در تبیین ماهیت اجماع و تأثیر آن بر قانونگذاری از مباحث ضروری روز به شمار میرود. دستیابی به نتایج مطلوب در این زمینه میتواند به حل مسائل جدید فقهی کمک کرده و راهگشای امور مربوط به جعل قانون باشد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که تعریف فقهای متقدم از اجماع مطابق با رویکرد اندیشمندان معاصر، ناتمام و غیرممکن بوده و توان پاسخگویی به مسائل نوظهور را ندارد. متفکران معاصر با توجه به نیازهای نوظهور جامعه، تفسیر تازهای از اجماع ارائه دادهاند؛ به گونهای که آن را به معنای دستیابی به توافق مشترک در مقام قانونگذاری میدانند. این توافق لازم است در راستای اتخاذ سیاست کلان در سطوح مختلف و نوین و تغییر قوانین مورد استفاده قرار گیرد. ایشان تصریح میکنند که بیشتر نظامهای حاکم در جهان اسلام، با الگوهای جمهوری و پارلمانی، بر اساس علوم روز شکل گرفتهاند. همچنین، رویکرد نمایندگان در مجالس قانونگذاری، بهعنوان یک اجماع ملی معتبر، در پاسخ به مسائل مستحدثهای که فاقد نص هستند، تلقی میشود.
برای دریافت اصل مقاله وارد لینک شوید.
